![]() |
||||
|
|
||||
|
|
||||
|
|
|
|
|
|
Enrique de melchor مصاحبه با
انريكو د ملچور((Enrique de melchor يكي از برجسته ترين نوازندگان گيتار دوره معاصر است. او ميراث خوار هوش و استعداد پدرش (ملچور د مالچنا) است كه سبك شخصي خود را داشت. مهارت و ظرفيت بالاي او باعث شد تا به سمت يك نوازنده زبردست و همراهي كننده با بهترين خوانندگان سوق پيدا كند. بطوريكه در مدت كوتاهي باعث شد تا هوش و استعدادش علاوه بر مورد بالا، او را به عنوان يك آهنگساز و تكنواز زبردست معرفي كند. آلبوم آخر اين نوازنده raiz flamenco نام دارد كه با همراهي Antonio reyes (گيتار دوم) تهيه و تنظيم شده است . اين آلبوم خاطراتي از نوازندگي هاي او و هنرنمايي هاي او را در فلامنكو به ياد مخاطبين مي آورد .
» آخرين آلبوم شما با نام «raiz flamenco » است، اگر ممكن است در مورد اين آلبوم بيشتر صحبت بفرماييد
آلبوم «Raiz flamenco»
تركيبي از كارهاي قبلي من همراه با چهار آهنگ جديد است. من هفت آلبوم
تكنوازي دارم كه از آغاز ضبط آنها، ناياب شدند. به همين خاطر تصميم گرفتم
تا يك بازنگري به تعدادي ازبهترين و شاعرانه ترين كارهاي قديمي ام داشته
باشم. اين آلبوم نمايش دهنده تراژدي زندگي من است. در اين آلبوم من سعي نكردم چيزي را بيان كنم. در واقع من براي شنوندگان اين آلبوم را نوازندگي نكرده ام، بلكه براي خودم نوازندگي كرده ام. حال اگر شنوندگان اين آلبوم را پسنديده اند، خيلي عالي است. صادقانه بگويم من نمي دانم براي عامه مردم چگونه بنوازم. اول از همه، من به عنوان نوازنده بايد آن قطعه اي را كه مي نوازم، دوست داشته باشم. اگر شما قطعه اي را بنوازيد كه دوست داشته باشيد، بدون شك مردم هم آن را دوست خواهند داشت. اين تنها راه است كه مي توانيد صادق و امين باشيد. » ريشه نامي كه به اين آلبوم داده ايد از كجاست از پدر بزرگم كه اگر چه نوازنده حرفه اي گيتار نبود و از پدرم ملجور د مارچنا. من از يك سنت نسبتاً بسيار قديمي مي آيم. عموهاي من همگي ارزش بسياري به گيتار و موسيقي مي دادند. بنابراين من ريشه هاي بسيار عميقي در موسيقي فلامنكو دارم. » در تمام دوران زندگي تان با هنرمندان و خوانندگان بزرگ فلامنكو دوران معاصر همكاري داشته ايد. لطفاً بفرماييد با كداميك از آنها احساس راحتي بيشتري داشتيد در 30 سال گذشته با تمام هنرمندان و خوانندگان تكخوان گيتار زدم. هر كدام از آنها فعاليت و جنب و جوش خاص خودشان را دارند.من با هنرمنداني مانند «منسه»، «فوسفوريتو»، «لبريجانو»، «آنتونيو ميرنا»، «انريكو مورنته»، «كارمن لينارس»، «خوزه مرسه» و بسياري ديگر همكاري داشته ام. مشكل خاصي كه در مورد نوازندگي براي خواننده ها و تكخوان ها وجود دارد، اين است كه هركدام از آنها تفاوت ها و فعاليت هاي خاص خودشان را دارند. بطوريكه خيلي سخت خواهد بود تو براي كسي بنوازي يا آهنگسازي كني در حال كه آوازي كه مي خواند چندان مورد پسند تو نباشد. در اين حالت هيچ انرژي و الهامي براي نواختن وجود نخواهد داشت. اگر من شخصي را نسبت به ديگران كم تر دوست داشته باشم سعي مي كنم تا دلايلي پيدا كنم تا آن شخص را دوست تر داشته باشم، در غير اين صورت نمي توانم براي آن شخص نوازندگي يا آهنگسازي كنم. » و حالا به عنوان يك گيتاريست سولو نوازندگي مي كنيد گوش دهيد من هميشه با خوانندگان كار نمي كنم. من فكر مي كنم آخرين باري كه با يكي از آنها كار كردم، اجرايي بود كه با «منسه» داشتم. وليكن الان بيشتر تكنوازي مي كنم. من در گذشته بيشتر با «روچيو خواردو» همكاري داشتم. او با من مانند يك ستاره مشهور رفتار مي كرد و در اين مدت من براي او تكنوازي مي كردم. من چيزي در حدود 10 سال، موسيقي ناب را احساس كردم. در حدود 30 الي 40 سال پيش تكنوازي هايي را ضبط كردم. پيش از اينكه خيلي از مردم بدانند، تكنواز و سوليست بودم. تنها مشكل اين بود كه تقاضا از جانب خوانندگان سبك فلامنكو خيلي زياد بود، كه هميشه بعد از اتفاقاتي، اين درخواست ها را عنوان مي كردند. ما مي خواستيم بنوازيم تا پولي بدست بياوريم و چيزي بخوريم، به همين دليل در مجالس گيتار مي نواختم. از زماني هم كه تعداد اين مجالس بسيار زياد شد، مردم ديگر ملاحظه تكنواز بودن و يا سوليست بودن تو را نمي كنند. و اين اشتباه است چرا كه تو بايد اول يك نوازنده و نكنواز خوبي باشي، قبل از اينكه شروع به نوازندگي در مجالس بكني. اساس نوازندگي در «تابلس» نوازندگي براي خوانندگان و رقاصه ها است.
» رمز يك همراهي و نوازندگي خوب با گيتار چيست نمي دانم. من هنگامي كه خيلي جوان بودن شروع به نوازندگي كردم. در آن هنگام در «لوس كاناستروس» خوانندگان بزرگي فعاليت مي كردند كه من در تمام طول زندگي آن روزه ام به آواز آنها گوش داده و براي آنها گيتار مي نواختم. در واقع مي توان گفت من از بسياري از جوانان امروزي خوش شانس تر هستم چرا كه بسياري از اين جوانان كارشان را به تنهايي و با تكنوازي آغاز كرده اند، در حاليكه من با بسياري از بزرگان همكاري داشتم و در بيشتر موارد توانستم اين همكاري را تا امروز ادامه بدهم. جوانان امروزي چطور نوازندگي مي كنند ؟ در حالت عادي هر خواننده اي گيتاريست خودش را دارد. از طرف ديگر در روزگار من تو مجبور بودي به فستيوال ها و جشنواره هايي بري و در آنجا با 5 يا 6 خواننده متفاوت همكاري كني. كه هركدام از اين همكاري با خواننده ها، تجربيات متفاوتي براي تو به ارمغان مي آورد. اين امر متاسفانه امروزه چندان اتفاق نمي افتد. » چه تفاوتي ميان تكنوازي و همكاري با خوانندگان وجود دارد به گمان من نوازندگي براي خوانندگان بسيار سخت تر از تكنوازي است. شما اينجوري فرض كنيد كه شروع به نوازندگي مي كنيد و خواننده از شما مي خواهد كه در «سل 6» بنوازيد، و در همين حال خودش هم شروع به خواندن در «سل6» مي كند، اما اينكه خواننده آن را آرام يا كند بخواند امري جداست. از طرفي ديگر تكنوازي كردن در اختيار خودت است، هنگامي كه بخواهي مي تواني به آرامي اجرا كني و يا اينكه اگر احساس كني به اجراي تند نيازاست مي تواني آن را سريع تر اجرا نمايي. كه اين كاملا به آمادگي خودت بستگي دارد و بسيار آسان است. اما به اين امرهم توجه داشته باشيد كه نوازندگي همراه با خوانندگان بسيار بهترازتكنوازي است. » چطورخودتان را به عنوان يك تكنواز معرفي كرديد گوش دهيد من فكر م كنم كه تكنواز متفاوتي هستم. تمام قطعات موسيقايي من متفاوت از ديگران است. من ويژگي هاي خاص خودم را دارم. به عنوان مثال من بسيار علاقه دارم «روندناس»، «سلو» و يا «كلمبياناس» را بنوازم در حالي پيش از اين كمتر كسي اين قطعات را نواخته است. «كلمبياناس» قطعه بسيار زيبايي است و نواختن اين قطعه با گيتار بسيار زيبا و لطيف است. » بعد از اين همه سال، الان هنگامي كه قطعه اي را مي نوازيد چه احساسي به شما دست مي دهد هربار كه اين كار را انجام مي دهم، سخت و سخت تر مي شود. اين مسئله ربطي به سن ندارد. گيتار بي وفاترين ساز در تمام دنيا است، تو بايد در تمام لحظات و در تمام ساعات زندگي بنوازي و تمرين كني. » به عقيده شما برجسته ترين و قوي ترين گيتاريست چه كسي ست گوش دهيد صادقانه بگويم، نمي دانم. من آثار بسيار زيادي از گيتاريست هاي جوان شنيده ام. من تصور مي كنم كه نوازندگان بسياري هستند كه بطور باور نكردني زيبا مي نوازند. مي دانم ماندگار شدن همانند اين نسلي كه من مي شناسم مانند «پاكو دلوسيا»، «مانولو سانلوكار»، «سرانيتو»، «ويسنته آميگو»، «توماتيتو»، «خراردو نونز»، «ريكني» و ديگران، بسيار سخت است. با وصف اين، آنها بايد سخت كار كنند تا به سبك كاملاً شخصي خودشون برسند. تو مي تواني بسيار تمرين كني اما توسعه و سوق دادن اين تمرينات به سمت ايجاد يك سبك كاملاً شخصي و ماندگاري در آن سبك بسيار سخت است. من به موسيقي هاي زيادي گوش مي دهم درحالي كه نمي دانم نوازنده آن كيست و معمولاً هم از نوازنده آن چشم پوشي نمي كنم. » در پايان چه توصيه اي داريد براي كساني كه مي خواهند نوازندگي با ساز گيتار را فرا بگيرند آنها بايد سرشار ازعلاقه باشند. نوازندگي ساز گيتار بايد همه چيزي باشد كه آنها خواستار آنند. بديهي است تعدادي هوش و استعداد بيشتري نسبت به ديگران دارند اما با اشتياق و علاقه، هركسي مي تواند نوازنده خوبي بشود. اين موضوع هم بسيار حايز اهميت است كه به آثار ديگران مانند «سابيكاس»، «ملچور د مارچنا» پدرم، «ريكاردو» و «مونتويا» گوش بدهند. علاوه بر اين ها بايد ثابت قدم باشند و هرروز تمرين كنند.
اختصاصي
flamenconews.ir
flamenconews@gmail.com ارسال مطالب ، ييشنهاد و انتقاد |
درباره اركستر ملل
كامارون بي همتاست
هنر فلامنكو |
All right reserved. copyright 2006 Flamenconews.ir استفاده از مطالب سايت فقط با ذكر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد