گفتگو با ديگو ال سيگالا ، خواننده شهير فلامنكو

موضوع مصاحبه : در رابطه با آلبوم Dos Lagrimas جديدترين اثر سيگالا

آلبومي كه در يك روز صد هزار نسخه فروش كرد

توجه :

در هنگام خواندن اين مصاحبه با واژه هايي نا آشنا در موسيقي كوبايي و لاتين روبرو خواهيد شد . در طي روزهاي آينده با چندين مقاله بسيار مفيد ، اطلاعات عمومي شما را در رابطه با موسيقي كوبايي ، آفريقايي كوبايي ، بولرو ، موسيقي آرژانتيني و موسيقي كشور پرو ، افزايش خواهيم داد
 

دیگو ال سیگالا دوباره گریه می کند و می خواهد اشک دیگران را نیز در آورد. انعکاس صدای او چیزی میان فلامنکو و بولروست . دوس لاگریماس آلبومی است که به صورت آزادانه خلق شده است. خواننده مادریدی هر یک از یازده تم آلبومش را خودش انتخاب کرده ، تم هايي كه از سنت لاتینی و کوپلای اسپانیایی با رفع نقص های آنها نشأت گرفته است.

سيگالا موزیسین هایش را از میان پیش تازان قدیمی کوبایی و فلامنکو نوازان جدید انتخاب نموده است و برای هر کدام از آنها نت های متفاوتی در نظر گرفته است به طوری که در طول یک ماه یکی از روزنامه های پر تیراژ اسپانیا اين آلبوم را بصورت انبوه در کیوسک ها ی مطبوعاتی به فروش رسانید. اولین سري آن به تعداد صد هزار نسخه در یک روز به فروش رسید.

»» زمانی که شما " پیکاسو در چشمان من" ( آلبوم قبلي سيگالا ) را خلق کردید احساس نیاز به یک آلبوم فلامنکو را بیان نمودید. حال این نیاز را در مورد بولرو احساس کردیده ايد؟

بله. در حال حاضر حس کردم که باید دوباره به سمت آواهای آفریقایی کوبایی و لاتین که آنها را بسیار دوست دارم برگردیم زیرا همان حسی را دارند که فلامنکو دارد. موسیقی آفریقایی کوبایی و فلامنکو موسیقی هایی هستند که بسیار ریشه دار، بسیار واقعی و موسیقی روح و جان هستند. من پس از گذراندن چهار سال و نیم  روی صحنه ها ، با اجرای دوس لاگریماس نیاز برگشتن به آن را احساس می کردم.

»» تجربه قبلی شما در اين موسيقي راه را هموار تر کرده است؟

بله بسیار زیاد. در حال حاضر سعی می کنم تم هایی را بخوانم که دوست دارم و حس می کنم که به خودم تعلق دارند. من با هر کدام از این یازده تم در مستی فرو رفته ام. لحظاتی را در شب ها گذراندم که اشکهایم فرو می افتادند. و اگر اشک مرا در آورده اند پس باعث گریه کردن مردم هم می شوند. اگر بر من تأثیر گذار نباشند بر مردم هم نیستند. بسیار واضح است.

»» شما دنبال این تم ها رفتيد یا اتفاقي با آنها آشنا گشته ايد ؟

به دستم رسیده اند. آهنگ دوس گاردنیاس و براوو ( دو یاسمن و آفرین) را فایکو ال بایلادور که خدا رحمتش کند در دستگاه بولریا  می خواند . و بامبینو هم همینطور. من از بچگی این دوآهنگ را شنیده بودم . آهنگ کومپاسیون ( شفقت) را من در خانه خورخه پروگوریا در هاوانا شنیدم و آلبومش را از او گرفتم . آن را با خودم بردم

مادرم دوس گاردنیاس و براوو  را می خواند، اما در مورد تم ها بايد بگويم كه همه آهنگها را گذاشتم و به دنبالشان نگشتم چون اگر دنبالشان می گشتم با اضطرابی که داشتم به دستم نمی رسیدند. در ایتالیا بودم آهنگ " کاروسو" را با صدای لوچیانو پاواروتی شنیدم. اما اجرای بهتر این آهنگ را در آلبومی که خومیتاس به من داد با صدای آنا بلن و لوسیو دایا به اسپانیولی شنیده بودم. آنجا بود که گفتم: حالا وقتشه. و آن را با باندونئون ریچارد گایانو را در دستگاه تانگو آرژانتینی بدون اینکه به ملدی اصلی آن لطمه ای بزند بازسازی کردم.

»» موزیسن هايي ديگر هم آمده بودند ، چگونه آنها را براي كار جديد انتخاب كرديد؟

من احتياج به صداي پيانو كولي كوبايي داشتم . خومیتاس پیانیست کولی، خیلی خوب دایره موسیقی آفریقایی کوبایی و لاتین را می شناسد چون آنرا چندین بار همراه با عمویش مونچو در آلبوم هاي مختلف اجرا کرده است. من یک کولی و یک پیر مرد هشتاد ساله می خواستم. گیرمو روبالکابا را از طریق ببو والدس خوب می شناختم و اورا انتخاب كردم ، از آن کهنه کارهاست که پیانو در دستش مثل شراب چند سال مانده حسابی جا افتاده و من نیز همین را می خواستم.

وقتی به برلین سفر کردم مردی را دیدم که در حال آواز خواندن از كافه اي داشت خارج مي شد . پرسیدم او کیست؟ و او رینالدو کریج 91 ساله بود ، با کلاهی بر سر در حالیکه دوس گاردنیاس را می خواند و من از او خوشم آمد. مستقیم به طرفش رفتم، از او پرسیدم که آیا دوست دارد صدایش ضبط شود؟. او به استودیو آمد، پیر مرد شگفت زده شد چون هیچ وقت بصورت جدی آواز " کومپرومیسو" ( تعهد) را نخوانده بود با اینکه تم آنرا خوب می شناخت.

وارد کابین شد، گوشی را روی گوشش گذاشت و شروع كرد. یک بار  و فقط یکبار خواند و ضبطش کردیم. همین اتفاق با ریچارد گایانو هم افتاد. فقط یکبار نواخت. تکنیسینم به من گفت بیا گوش کن ببین چه کرده. معجزه موسیقی که می گویند همین است.

»» و صدا؟

بسیار راضی هستم چون هر کاری دلم می خواست کرده ام . مخصوصاً روی آهنگهای دارای فالش وقت صرف کرده ام. من آلبوم را یکبار خواندم و یکبار دیگر هم وقتی ترکیبات و مسترینگ انجام شده بود. وقتي كه بعد از ظبط اول از كار ايراد گرفتم آلوارو، تکنیسین من بسيار عصباني شد . به من گفت که کجای کار بد بوده. چقدر تو خودخواهی؟

ولی می دانید من چه برداشت مثبتی از این اتفاق کردم ؟ وقتی سی دی را گوش کردم می دانستم چه چیز کم است و چه چیز نه. دیگر می دانستم ریزه کاری هایی را که باید درست کنم کجایند و کجا باید همانطور بماند و اين همان کاری بود که انجامش داده بودم. همه افراد گروهم را از استودیو بیرون کردم و فقط با آلوارو ماندم و یک شبه آنرا خواندم. صدایم کاملاً خوب بود و چون تنها کاری که باید می کردم خواندن بود خواندم و لذتش را بردم.

آنچه که من از دوس لاگریماس دوست دارم این است که می توانی ابزار موسیقی را حس کنی، شنونده می تواند پیانو ، بیس ، پرکاشن  و صدا را که هر لحظه وجود دارد همین جا لمس کند. و اگر به من حس می دهد و اشکم را در می آورد پس مردم را هم همینطور. و اگر این اتفاق نمی افتد...

»» و کلام موزیک ها ساخته ذهنی هستند .نه؟

همه شان در رگهای من جاریند. فکر می کنم ترانه ای دراماتیک تر از ترانه "براوو" وجود ندارد. من حتی تا کلام آنرا  نیز تغییر داده ام. به جای جمله " دوست دارم که در مرگم نیز آرام باشی" گفته ام " دوست دارم که تا بازگشتم آرام باشی". به نظرم این پیام به يكباره به ذهنم آمد ، این همه نفرت، این همه خشونت برای چه.

فکر می کنم در این آلبوم هیچ ترانه ای نباشد که تو را بی تفاوت بگذارد. آنچه که من از دوس لاگریماس دوست دارم این است که آهنگی را رد نمی کنی، نمی توانی به آهنگ بعدی بروی. کاملاً در آن غرق می شوي، چهل و چهار دقیقه که به سرعت باد می گذرند. آنچه که سخت بود چیدمان آهنگ ها بود.

آنچه که می خواستم این بود که به صدا حالت فلامنکو بدهم، آن شکایت ها و غم ها  را با ارائه بولرو نشان بدهم . این کار دلیل خاصی ندارد و تنها به این خاطر است که باید بولرو را با همان غمی بخوانی که سوله آ را می خوانی. باید همان حس و حال را داشته باشی. و باید که از کلام گرفته تا ملودی بسیار زیبا باشد. و من وقتی بولرو می خوانم وارد پوسته فلامنکو می شوم و در پوسته بولریست فرو نمی روم..   

کسانی هستند که می گویند که سیگالا به سمت بولرو رفته است. نه ، آقایان. من به لطف خدا فلامنکو خوان هستم و از وقتی که به دنیا آمده ام تا وقتی بمیرم با فلامنکو بوده و هستم.اين هم روشی از زندگی است.. چهار سال و نیم طول كشيد تا دوس لاگریماس را بسازیم و اگر قرار باشد هشت سال طول بدهیم برای من فرقي ندارد . من براي ساختن اثري هيچگاه به زمان و ساعت آن فکرمی کردم.

وقتی لاگریماس نگراس ( اشکهای سیاه) را ساختم نمی دانستم که دانسون چیست، نمی دانستم کلاوه چیست، نمی دانستم گواگوانکو چیست، نمي دانستم چاچاچا چیست. من همه آنرا از روی درک مستقیمم ساختم.همانطور که ببو می گفت ( لهجه او را تقلید می کند) : تو مثل کولی ها می خوانی چون کولی هستی، مثل من که کوبایی می نوازم چون هستم. به خاطر این درک مستقیم می گذاشتیم تا ما را باخود ببرد. اما امروز من دیگر می دانم که کاربرد یک کلاوه چیست.... و چون دیگر آنرا می شناسی می توانی با آن بازی کنی، پس می دانی یک دانسون کجاست، یک چاچاچا کجاست. ما کاری که می کنیم اندازه گیری زمان تانگوهاست.

»» اجرای زنده اين آلبوم از تابستان گذشته شروع شده. درسته ؟

بله و آنچه که من بیشتر دوست دارم این است که اگر تو از آلبوم خوشت بیاید از اجرا زنده اش بیشتر خوشت می آید و آنجاست که من از خود بیخود می شوم. روزی در تالار موسیقی بارسلونا بودیم و عنوان برنامه این بود " سیگالا دو گوش را می برد" . ولی نه مانند خوزه توماس، من بدون خونریزی گوش می برم فقط با عرق کردن . رفتن به آنجا و اجرای دو ساعت و بیست دقیقه ای و فروش بی سابقه.... و حتی کوچکترین تمی از لاگریماس نگراس نخواندم. حتی یک قطعه. مردم دوس لاگریماس را کاملاً از بر بودند و سپس چهل دقیقه با تکنوازی گیتار خواندم. و من می خواهم این را نیز به مردم نشان دهم. مردم سیگالای واقعی را می بینند . کسانی هستند که بسیار مهربانند و وقتی روی صحنه هستم مرا را احاطه می کنند و می گویند: " دیگو، دوست دارم صدایت را موقع خواندن بولریاس بشنوم". و آنجاست که من شروع می کنم.

آنروز اجرای خوبی داشتیم زیرا معرفی دوس لاگریماس در بارسلون بود و خیلی خوب است که بتوانی "دوس لاگریماس" را بخوانی و سپس با آن قسمتی بمانی که مردم بیشتر دوست دارند و بیشتر می خواهند و آن خواندن با گیتار است. اجرای "دوی لاگریماس " به طور زنده بسیار هیجان آور است. سی دی را گوش می کنی و می گویی که چه خوب ضبط شده ، چطور ممکن است، ولی بطور زنده همان اجراست ولی متفاوت. خومیتاس زنده پیانو می زند و دیگو ، ترانه عزیزم دیگر در کنارم نیستی" را با این سو آن سو رفتن اجرا می کرد. و سپس اهمیت خلاقیت پدیدار می شود. موزیسین های زنده نواز دارای خلاقیت هستند. خومیتاس هیچ گاه نتهای شبیه به هم نمی نوازد با اینکه ملودی نوازی را رعایت می کند و من هیچ گاه یکنواخت نمی خوانم. دوست دارم ولی نمی توانم.

»» "دوس لاگریماس"  با تبلیغ در یک روزنامه با تولید خودش و با یاری صنعت نشر موسیقی توزیع منحصر به فردی داشت ، این مسئله چه تأثیری بر مسیر شما دارد؟

بسیار خوشحالم که توسط روزنامه "ال پائیس" بوده است زیرا معتقدم که راهی برای تغییر در صنعت تولید موسیقی است، روشی است برای از بین بردن تک قطبی گری در سایر زمینه ها. قشر جوان بیست یورو ندارد تا برای یک سی دی بپردازد و اگر هم داشته باشد اولویت های دیگری دارد. مانند سی دی که دارای شصت و سه صفحه مصاحبه با خوان کروز و تقدیم شده به پاکو ده لوسیا و کالامرو همراه با عکس، یک آلبوم بسیار شیک بود. اگر سی دی ده یورو باشد می توان از کپی غیر مجاز آن جلوگیری کرد. و سالها می توان آنرا تجدید تولید نمود. اگر تصمیمی که ما گرفته ایم را تولید کنندگان آلبوم ها چند سال پیش گرفته بودند به جایی نمیرسیدیم که الان رسیده ایم.  

 

 

كنسرت ديگو ال سيگالا به همراه ببو والدس ، باحضور نينو خوسله در فروشگاه تخصصي فلامنكو

براي مشاهده جزئيات بر روي عكس كليك كنيد

دانلود قسمت هايي از اين كنسرت با كيفيت خوب

 

 

flamenconews.ir               اختصاصي    
flamenconews@gmail.com زهرا قبادي

 

 

 

ارسال مطالب ، پيشنهاد و انتقاد                  flamenconews@gmail.com

تماس آن لاين                                   flamenconews_id@yahoo.com

 

 

منبع :
www.flamenco-world.com
date:1387/3/17

كليد قلعه جادويي فلامنكو
(قسمت اول )
كليد قلعه جادويي فلامنكو

(قسمت دوم)  


آموزش نت خواني  1 
آموزش نت خواني  2
آموزش نت خواني 3
آموزش نت خواني  4
آموزش نت خواني 5


World flamenco artis
Interviews

پدرو سیه را
pedro sierra
اسکار هررو
Oscar herrero
كامارون بي همتاست
pepe de lucia
ميشل كامليو و توماتيتو
michel camilo & Tomatito
خاطرات نوازنده اي بزرگ
carlos benavent
خاوير ليمون
Javier Limon
 خوزه مرسه
Jose merce
چانو دومينگوئز
Chno dominguez
خرونيمو مايا
Jeronimo maya
دوكنده
Duquende
ديويد پنيا
David pena dorantes
كانيزارس
Canizares
سانتياگو لارا
Santiago lara
گیتار بی وفا ترین ساز دنیا
Enrique de melchor
مانولو سانلوکار
Manolo Sanlucar


Listening Guide

راهنماي شنيداري 1
راهنماي شنيداري 2
راهنماي شنيداري 3
راهنماي شنيداري 4
 

Iran Flamenco Artist
Interviews

مصاحبه با حسن نجف
Hasan Najaf . cante
مصاحبه با افشين عزيزي
Afshin azizi
مصاحبه با مهرداد عليزاده
Mehrdad alizade
مصاحبه با مهدي محققي
Mehdi mohagheghi
مصاحبه با بهروز فرماني
Behrooz farmani
مصاحبه با بهرام آقاخان

Bahram aghakhan
مصاحبه با گروه آرمن

Armen Groups
مروري بر كنسرت فلامنكو


مصاحبه با کامبیز افشاری

kambiz Afshari

نقد و بررسی کنسرت
بهرام آقاخان

قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم


Flamenco palo

پالو هاي فلامنكو 1
پالو هاي فلامنكو 2
پالو هاي فلامنكو 3
 

Flamenco roots

ريشه هاي فلامنكو 1
ريشه هاي فلامنكو 2



Cajon flamenco

آشنایی با کاخن 1

آشنایی با کاخن 2

 

Flamenco Info

هنر فلامنكو
ريشه يابي لغتي فلامنكو
سازي به نام كاستانت
آشنايي با پالماس
 بداهه نوازي و نوآوري
آوازهاي فلامنكو
رقص فلامنكو  1

 گيتار كلاسيك و فلامنكو
 اهميت کمپاس در فلامنكو

 

 

 

All right reserved. copyright 2006 Flamenconews.ir استفاده از مطالب سايت فقط با ذكر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد