![]() |
||||
|
|
||||
|
|
||||
|
|
|
|
|
|
شاعر فنا ناپذیر ، فدریکو گارسیا لورکا قسمت اول
سال 1898 ، سال تولد ستاره شعر آندلس و در همان حال یکی از نامدارترین شاعران جهان فدریکو گارسیا لورکا بود ، شاعری که در واقع زندگی ، ادبیات ، موسیقی و حتی مرگش از پیچیدگی خاص و منحصر به فردی برخوردار است . لورکایی که در خانواده ای کوچک اما ثروتمند در روستای فونته واکه روس (Fuente vaqueros ) در چندکیلومتری شمال شرقی شهر گرانادا به دنیا آمد . خانواده وی از مالکین بزرگ زمین در روستای خود بودند، پدری مرفه و مادری تحصیل کرده فدریکو را در ابتدای زندگی همراهی می کردند ، فدریکو در کودکی دچار نوعی بیماریی شد که تا چهار سالگی با آن دست و پنجه نرم کرد در این مدت آوازهای کولیان و شنیده داستانهای آنها تنعا مونس و سرگرمی او بود . ( شاید همین دوران باعث علاقه مندی عجیب لورکا به سنتهای عمیق آندالس شد .) ،
زمان به سرعت بی تابی خود برای خلق نابغه جوان را نشان می داد و به زودی خانواده باید مقدمات تحصیل فدریکو فراهم می نمود . هرچند لورکا در مدرسه هیچ پیشرفتی نکرد اما تمامی شواهد بیانگر نبوغ استثنایی او و تفاوت فاحش این کودک با سایر همسالانش بود . در سال 1909 پدر خانواده را به شهر گرانادا کوچ داد و در واقع مهاجرت نقطه آغاز رشد و نمو لورکا را رقم زد . در گرانادا لورکا به محفلهای هنری محلی راه یافت و این رابطه روز به روز عمیق و عمیق تر می شد ، خود لورکا بعدها اعلام کرد که همین محفلها باعث آشنایی او با سنتهای اصیل آندلس شد . سنتهایی که لورکا همیشه عاشقانه به آنها می پرداخت و سعی در حفظ آنها می کرد .
او هیچگاه خود را از عامه مردم جدا نکرد و علاقه خود به فرهنگ مردمی را همیشه نشان می داد ، فرهنگی که الهام بخش او در خلق بسیاری از شاهکارهای هنریش شد ، به ویژه در کتابهای ترانههای کولی( Rmancero Gitano ) (1928 ) و ترانههای کانته خوندو ( Pomea Del Cante Jando ) (1931 ) .
گارسیا لورکا اولین مجموعه شعرهای خود را با نام Impresiones y Paisajes در سال 1918 منتشر کرد ، این اثر اگرچه مورد استقبال وسیع عمومی قرار گرفت اما به لحاظ مالی برای لورکای جوان موفقیتی در بر نداشت . درست در همین زمان بود که او به شکل دهی انجمنهایی با نام Granada,s Art,s Glub (کلوپهای هنری گرانادا ) پرداخت و فعالیت در همین کلوپها بود که باعث شد در سال 1919 زمانی که لورکا به ناحیه معروف Residencia De Estudianotes مادرید رفت دارای شخصیت و جایگاه هنری بسیار مستحکم و قوی باشد .
او در مدرسه فلسفه دانشگاه مادرید ( Current day universidad complutense de madrid ) با ستارگانی که بعدها از تاثیر گذارترین اشخاص در هنر اسپانیا محسوب شدند آشنا شود ، ستارگانی نظیر : لوئیس بونوئل (Luis Bunuel ) و سالوادور دالی ( Salvador Dali ) در همین دوران برخورد تصادفی لورکا با کارگردان مطرح مادریدی گرگوریو مارتینز سی یرا ( GregorioMartinez Sierra ) و تشویقهای این کارگردان بزرگ باعث شد او اولین نمایش نامه خود با نام دوران نحس پروانهها (el malificio de la mariposa) را بین سالهای 1919 تا 1920 بنویسد و با همکاری گروهی از دوستان هنرمند خود آن را به روی صحنه ببرد .
این اثر به یک عشق غیر ممکن بین یک سوسک و پروانه می پرداخت اما این اثر پس از حدود چهار ساعت اجرا با کم لطفی و تمسخر تماشاگران قدر ناشناس روبرو شد و همین عامل باعث شد دید لورکا نسبت به تماشاگران تئاتر تا آخر عمر عوض شود ، البته بعدها گارسیا لورکا گفت که برای همیشه این نمایش نامه را از خاطر برده و اولین نمایش نامه خود را ماریانا پیندا ( Mariana Pineda ) ( سال 1927 ) معرفی می کرد . سالها به سرعت برای لورکای جوان می گذشت و او به طور روزافزونی در هنر و اندیشه های تازه اسپانیایی غرق می شد در این مدت او آثاری نظیر ترانهها ( Canciones ) و ترانههای کولی Romancero Gitano (1928 که البته در سال 1953 با نام Gypsy Ballad ترجمه شد .) را خلق کرد . این آثار از جمله شناخته شده ترین آثار او محسوب می شوند .
در سال 1927 لورکا دومین نمایشنامه خود با نام ماریانا پیندا Mariana Pineda که تدراک صحنه آن برعهده سالوادور دالی بود را در بارسلونا به روی صحنه برد . این نمایشنامه با استقبال بی نظیری روبرو شد که لورکا را به آینده هنری خود بسیار امیدوار کرد . اما او قبل از این. نمایشنامه ، نمایشنامه دیگری با نام همسر عجیب و غریب کفاش را در سال 1926 به رشته تحریر در آورده بود که این اثر عملاً تا اوایل دهه 1930 به روی صحنه نرفت ، این اثر داستانی کمدی بود از رابطه یک زن عشوه گر و بهانه گیر با یک کفاش زن ذلیل و بی خیال . در اواخر دهه 20 لورکا با افسردگی رو به افزایشی دست و پنجه نرم می کرد ، شرایطی که بعدها با پنهان کردن ناموفق رابطه همجنس بازی وی از خانواده و دوستان وضعیت وخیم تری به خود گرفت و او که درست در همین زمان تحت تاثیر موفقیت اثر Romancero Gitano خود قرار گرفته بود با دوگانگی شخصیتی متفاوتی روبرو شده بود .( شخصیت شاعر و نویسنده ای موفق که مجبور بود در محافل عمومی حفظ اش کند و وجدانی آزرده که در خلوت به شدت عذابش می داد . ) و همین دوگانگی شخصیتی باعث جدایی او از دوستان و نزدیکانش شد . جدایی که روز به روز در حال افزایش بود زمانی به نقطه اوج رسید که سورئالیستهایی نظیر دالی و بونوئل با همکاری هم در سال 1929 فیلمی با نام Un chien andalou ( یک سگ آندالوسیایی ) را ساختند ، لورکا به شدت به این فیلم حمله ور شد واین فیلم را توطئه ای شرورانه بر علیه خود حساب کرد و در واقع همین فیلم باعث جدایی لورکا با سالوادور دالی شد و این در شرایطی بود که دالی در حین همین فیلم با همسر آینده خود آشنا شد ، دختری به نام Gala که بعدها باهم ازدواج کردند .
اما لورکا که با دوستان صمیمی خود قطع رابطه کرده بود آخرین ضربه را در رابطه دوستانه اش را از ایملیو آلاردن(Emilio Alarden ) مجسمه ساز خورد،زیرا رابطه ای پر شور و شوق اما یک طرفه را با ایملیو برقرار کرده بود که این دوستی هم به شدت در حال پایان یافتن بود. تاثیرات بد روحی این حوادث به شدت لورکا را عذاب می داد . آگاهی از این مشکلات سبب شد خانواده لورکا او را برای تغییر روحیه در تابستان سال 1929 تا 1930 با یک تور بلند مدت به آمریکا بفرستند .
گارسیا لورکا در شهر نیویورک در مدرسه مطالعات عمومی دانشگاه کلمبیا برای مدت کوتاهی مشغول تحصیل شد ولی به شدت خود را در این شهر غریبه دید به همین دلیل به سرزنش از شهر نیویورک با معماریهای سرد و بی روحش پرداخت و در همین زمان مجموعه شعری با نام شاعر در نیویورک ( Poeta en Nueva York ) را در همین شهر خلق کرد از لحن اشعار این مجموعه می توان به خوبی بیگانگی لورکا با فرهنگ آمریکا و تنهایی او در کنار همدردی با سیاهان این کشور را به خوبی حس کرد . او در این زمان دو نمایشنامه یا بهتر است بگوییم دو شاهکار هنری با نامهای Asi que pasen cinco anos و El publico که فراتر از زمان خود بودند را خلق کرد نمایشنامه هایی که به علت درک پایین عموم مردم تا سال 1970 به چاپ نرسیدند و اوخود هیچگاه انتشار این دو اثر را ندید . بازگشت لورکا در سال 1930 مقارن بود با فروپاشی حکومت دیکتاتوری Primo de Rivera و تاسیس دوباره جمهوری اسپانیا . در سال 1931 لورکا به عنوان کارگردان گروه تئاتر دانشجویی شناخته شده به نام Teatro Universitario la Barraca( معروف به کلبه )مشغول به کار شد . بودجه لازم برای گروه آنها توسط وزیر آموزش عالی جمهوری اسپانیا تامین می شد که این بودجه خرج سفر به نواحی روستایی و دور افتاده اسپانیا به منظور جذب تماشاگرانی که می توانستند تفسیرهای جدید و بنیادی از تئاتر کلاسیک اسپانیا داشته باشند می شد . لورکا در این گروه در کنار کار کارگردانی به ایفای نقش هم می پرداخت در حین انجام این سفرها با گروه Teatro Universitario la Barraca لورکا مشهورترین نمایشنامهای خود که در واقع یک مجموعه شامل سه داستان ( trilogy ) با مظمومی و داستانهایی روستایی بودند با نامهای عروسی خون( Bodas de sanger ) ، یرما (Yerma) و La casa de Bernarda Alba را نوشت. او تئوری های خود را در مورد آفرینش و اجرای هنری در یک سخنرانی معروف با عنوان نمایش و تئوری Duende بیان کرد ، این سخنرانی اولین بار در سال 1933 در بوئنس آیرس و سپس در هاوانا ایراد شد . در این سخنرانی ها لورکا در مورد اینکه یک هنرمند بزرگ بودن بستگی به آگاهی روشن از مرگ ، ارتباط با وطن و تصدیق محدودیت شعور دارد را به بحث گذاشت .
در همین زمان بود که لورکا اولین نمایش از سری نمایشنامه های trilogy روستایی خود را با گروهTeatro Universitario la Barraca به نمایش می گذاشت البته شرایط نسبت به قبلاً برای این گروه سخت تر شد زیرا کمکهای مالی دولت به این گروه در سال 1934 با روی کار آمدن دولت جدید به نصف تقلیل یافت و ادامه این روند باعث زوال گروه Teatro Universitario la Barraca شد تا اینکه گروه آخرین اجرای خود را در آوریل 1936 به مردم عرضه کرد و پس از آن از هم پاشید. در ماههای قبل از مرگش ( خانهی برنارداآلبا ) شاهکار نمایشی او پایان یافت . در این سال اسپانیا روزگار سختی را میگذراند. جنگهای داخلی منجر به دخالت ژنرال فرانکو و راستیهای افراطی شد البته کمک ایتالیا و آلمان نیز باعث شد به سرعت جمهوری نوبنیاد اسپانیا درهم شکند . لورکا مانند هزاران انسان دیگر قربانی این جنگ شد. چند روز قبل از آنکه افراد فرانکو دستشان به لورکا برسد دوستی به لورکا پیشنهاد کرد به مادرید برود و از آنجا به فرانسه یا آمریکا مهاجرت کند و لورکا پاسخ داد « من یک شاعرم. آنها شعر را نمیکُشند. » و تندروهای اسپانیا در صبح نوزدهم سپتامبر 1936 او را بیرون شهر تیرباران کردند. محل دفن او برای همیشه پنهان ماند و کسی نمیداند در کجا به خاک سپرده شد ، اماامروزه لورکا برای همه چهرهای شناخته شده و بزرگ است .
flamenconews.ir
اختصاصي
flamenconews@gmail.com ارسال مطالب ، پيشنهاد و انتقاد flamenconews_id@yahoo.com تماس آنلاين
:
منبع |
درباره اركستر ملل
كامارون بي همتاست
هنر فلامنكو
|
All right reserved. copyright 2006 Flamenconews.ir استفاده از مطالب سايت فقط با ذكر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد