![]() |
||||
|
|
||||
|
|
||||
|
|
|
|
|
|
در رابطه با ديگو دل گاستور بيشتر بدانيم
دیه گو دل گاستور ، گیتاریست فلامنکو اهل Moron de la Frontera سی سال قبل در هفتم جولای 1973 درگذشت . حکایات فراوانی از موقعیت وی میان نوازندگان مطرح است که امروزه حتی بیشتر هم شده اند. حقیقت آن است که بسیاری از غیراسپانیائی ها او را مرد بزرگ موسیقی میدانند. شهرت گاستور همواره در خارج از مرز های اسپانیا بسیار بیش از داخل کشور بود. حال سوالی که در مورد موقعیت او میان گیتاریست های فلامنکو مطرح می شود ، باید از زاویه ای خاص به پاسخ برسند. البته غیر از گاستور افراد دیگری هم بودند که شهرتشان در خارج ، بیش از داخل اسپانیا بود . مثلا کارلوس مونتویا در جوانی به نیویورک رفت . موسیقی خاص و عامه پسند او مخاطبین فراوانی در امریکا یافت حال آنکه تک نوازی به آن سبک در اسپانیا چندان مرسوم نبود. سابیکاس جوان هم در نیویورک سکونت داشت .
خوآن سرانو (Juan Serrano) تحت حمایت خوانندهی سنتی تئودور بیکل به امریکا رفت و کار خود را در آنجا پی گرفت . گیتاریست نمایشی از چیپسی های فرانسه موسوم به مانیتاس دو پلاتا نیز هر چند به غلط ، اما در امریکا به نوازندهی فلامنکو شهرت یافت و توفیقات مادی و معروفیت فراوانی کسب کرد . اما موضوع دیه گو دل گاستور از نوع دیگری بود. او نمایشی نبود . چیره دست هم نبود و حتی نمی خواست تکنواز باشد . از شهرت هم گریزان بود . او همیشه به عنوان هم نواز ، خوانندگانی را که به موروم می آمدند یا در شهر های مجاور سکنی داشتند همراهی می کرد . با اینحال شهرت او در خارج از اسپانیا چنان گستره ای یافت که بسیاری از امریکا و سایر نقاط جهان فقط برای دیدن او به Moron de la Frontera می آمدند. این امر شاید تا قدری مدیون کتاب کتاب دون پورن (Don Pohren) باشد . این نویسندهی فلامنکو شناس در 1962 کتابی تحت عنوان هنر فلامنکو بچاپ رساند . این زمان مقارن با دورانی بود که اطلاعات مدون چندانی در مورد فلامنکو تدوین نشده بود و این کتاب جزو معدود مراجع نوشتاری در باب فلامنکو بود. نویسنده دراین کتاب به حد فراوانی از این نوازندهی گمنام تعریف و تمجید کرد و او را به عنوان نوازنده ای توانا در انتقال حس سوز و شور فلامنکو معرفی کرد و آثارش را لذت بخش شمرد . حتی پیش از آنکه کتاب پورن شناخته شود ، من و برخی دیگر از علاقه مندان امریکائی ، گاستور را از طریق دو نوازندهی امریکائی ، کریس کارنز و دیوید سروا که با او تحصیل می کردند می شناختیم . جمعیت غیر اسپانیائی مورون رو به ازدیاد رفت . چندسال بعد پورن اراضی Finca Espartero را در خارج از شهر خرید و در های آن را رو به میهمانان شیفتهی فلامنکو گشود . این محل خیلی زود به مرکزی برای اجرای فلامنکو و همچنین نوازندگی گاستور تبدیل شد . این غیراسپانیائی ها میل داشتند هنرنمائی دیه گو را ببینند و هرکس می توانست به این محل بیاید و این مردرا ببیند و موسیقی جادوئی اش را بشنود آن را جزو افتخارات خود محسوب می کرد . درست همانطور که داستان های عاشقانه خودرا میان ادبیات جا کردند این نمایش ها نیز به داستانی در دنیای فلامنکو بدل شدند. گاستور هیچگاه تن به هیچ آزمایشی نداد و هرگاه خواست به هرکجا رفت و برنامه اجرا کرد . در ایام جوانی در همراهی با مانوئل والخو (Manuel Vallejo) نواخت اما از جائی که محدودیت را دوست نداشت پس از اندک زمانی از این خواننده جدا شد. او هیچگاه درکافه ها ننواخت . هیچوقت هم بطور ثابت با هیچ خواننده ای همراه نشد تا درآمدی ثابت برای خود کسب کند. او ترجیح داد در خانه بماند و گیتار فلامنکو حرفه اش باشد . فقط گاهی به سویل یا شهر های اطراف می رفت . دیگر هنرمندان فلامنکو هیچگاه اجرای او را ندیدند و تنها به گفته ها و شنیده ها اکتفا کردند . حتی هنگامی که پیشنهاد ضبط برنامه به وی داده شد ، گاستور مخالفت کرد . هیچوقت د رجستجوی کار به دفتر هیچ تهیه کننده ای قدم نگذاشت و هیچ کمک حرفه ای را هم نپذیرفت . وقتی از آواز خواننده ای خوشش نمی آمد همکاری با وی را به سرعت ترک می گفت . خلاصه اینکه هرچه خواست همان کرد و بهای آن را نیز پرداخت . بیشترین کسر زندگی این هنرمند در فقر سپری شد . او فقط می خواست در همراهی با خوانده ها بنوازد و در این امر ، حقا که موفق شد . امروزه همه می پرسند که آیا او واقعا نوازندهی خوبی بود؟ او مکررا با بسیاری از هنرمندان آواز از جمله مانولیتو دلا ماریا (manolito de la maria) ، استاد برجستهی آواز سولئارس؛ خوان تالگا (juan talega) ، تجسم زندهی سگریاس و سولئارس جیپسی ؛ فرناندا دو اتررا (fernanda de utrera) ، جوهرهی Solea de la Sarneta ؛ خوسه لرو د مارون(Joselero de Moron) ، مصنف سولئارس و تانگوس و بولریاس ؛ فردینادیلو د مورون (Ferdinandillo de Moron) مصنف festive bolerias به اجرای برنامه پرداخته و افزون بر آن، ال پراته د اوتررا (el Perrate de Utrera) لاپراتا د اتررا (la Perata de Utrera) ، خوان ال لبریخانو (juan el lebrijano) و آنزونینی (Anzonini) و ال شوکولات (El Chocolate) چند بار همکاری کرده است .
اکنون با چنین سابقه ای آیا او را چگونه نوازنده ای میتوان دانست ؟ به هر حال مطرح شدن این نوازنده به عنوان یک مدعی ، چه در زمان حیات وچه پس از فوت او ، محل بحث موافقان و مخالفان است . در 1965 از پپه مارتینز (Pepe Martinez) که خواننده و نوازنده بود درمورد دیه گو پرسیدم . پاسخ داد : " یک آدم نخستین که در کوه زندگی میکند . " پاسخ قابل درکی بود . پپه مارتینز از پیروان رامون مونتایا (Ramon montoya)اهل مادرید که گیتار فلامنکو را با روش خود به کار می برد گاهی در همراهی و گاهی به صورت تکنوازی می نواخت . شاخصهی رامون همانا پیروی از نرمی و ملاطفت د رایجاد زیبائی خاصی در موسیقی کلاسیک بود . او اشعار با شکوهی از گرانادا را در بهترین آثارش گنجاند و تونال های (tonal) آهنگین (rondena) را با ریتم آزاد و فارغ از کمپاس معمول در فلامنکو نواخت . وی همین روش را در اجرای فرم های رمانتیک سولئا و سگریاس هم بکار برد و تکنیک های فراوانی خصوصا آرپژ دست راست و ترمولو (tremolo) را از دیگر روش ها از جمله گیتار کلاسیک به عاریت گرفت و همانند یک نوازندهی کلاسیک در اجرای طیف وسیعی از ملودی ها از تمامی طول دسته (Fingerboard) استفاده کرد . این روش گاهی بسیار مفید واقع می شد ، هرچند که درنوازندگی فلامنکو معمول نبود .
دیه گو دل گاسترو اما روشی کاملا متفاوت پی گرفت و از سبک خاصی که خاویر مولنا(Javier molina) ، نوازندهی اهل خرز ترویج می کرد الهام گرفت . وی همچنین از گیتاریست دیگری از اهالی مورون به نام پپه ناراخو (Pepe Naranjo) نیز بهره گرفت . ساز او صدای متفاوتی داشت که از نظر برخی تأیید شده و از دید بعضی دیگر مردود بود . گرچه دیه گو گیتار کلاسیک را به نحو مطلوبی آموخته بود و از تکنیک های آن نیز استفاده می کرد اما اغلب آثار برجستهی او بر نواهای قدیمی و حرکت شصت روی سیم های باس تکیه داشت و پیکادو و راسکوادو استخوان بندی تکنیک های او بود . دیه گو در کمال تعجب چندان به قطعات فلامنکو نپرداخت بل که تقریبا تمام عمر حرفه ای خود را به نواختن حدود پنجاه قطعه در سگریاس ، سولئارس و بولریاس صرف کرد . او در هریک از این دستگاه ها روش خاصی به کار برد که بر پایهی ریتم های خاصی با کمپاس ثابت استوار بودند. پس او به عنوان یک حرفه ای ، علاوه بر هم نوازی ، همواره به سه فرم مورد علاقه اش نیز می پرداخت و قطعات بی نظیری در آلگریاس ، تانگوس ، تارانتاس و گرانادیناس ابداع کرد اما همواره خلاقیت حیرت انگیز خود را دراختیار خواننده ای می گذاشت که با او همکاری می کرد . بنا به آنچه گذشت ، نوازندگی دیه گو بایدبا توجهاتی خاص و از دیدگاهی مناسب مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد . او هیچگاه در صدد اثبات خود نبود و تنها اندکی از ملودی و هارمونی ها را از ساز خود منتشر می کرد و هیچوقت بر تکنیک خاصی تکیه نداشت . در هیچ کنسرتی هم تکنوازی نکرد. مطلب مهم دیگر ، جدل بر سر این است که آیا فلامنکو باید لزوما با سبک و نت ها و کورد های خاصی اجرا شود ؟ آیا دیه گو اینطور می نواخت ؟ من فکر می کنم که همینطور است اما معمولا برایم سخت است که به قضاوت خود در مورد دیگر هنرمندان اعتماد کنم . فقط میدانم که سولئای دیه گو بهترین سولئائی است که تا کنون شنیده ام و پس از چهل سال هنوز هم تلاش می کنم آن را در کنار سولئاریس هائی از nino Ricardo و Melchor de Marchena بنوازم . شخصا معتقدم سگریاس گاستور به خوبی melchor و حتی برتر از ریکاردو ، پاکو دلوسیا . پریکو دل لونار است . بولریاس گاستور هم بی نظیر بود ، هرچند بولریاس سابیکاس و مورائو و پاکو سپروس(Paco Cepero) و دلوسیا را هم می پسندم . گیتار در اغلب این مطالب در مرکز توجه قرار دارد حال آنکه در اسپانیا گیتار فی نفسه اهمیت خاصی ندارد . اینکه یک نفر بتواند قطعات فراوانی بنوازد خوب است اما آنچه در فرهنگ فلامنکو اهمیت خاصی دارد همانا قدرت و قابلیت نوازنده در همراهی یک آوازه خوان در اجرای جدی آواز است . من از دانستن اینکه عده ای از هنرمندان فلامنکو دیه گو را هم نواز خوبی نمی دانند ناراحت میشوم چراکه ماهیت چنین نقد و نظراتی کاملا مشخص است . یک هم نواز از دید اغلب هنرمندان باید همه چیز باشد اما در سایه . او آنجاست تنها به خاطر اینکه خواننده را همراهی کند پس هیچگاه نباید شخصا مرکز توجه قرار گیرد . او تنها هنگامی فالستا یا ملودی می نوازد که خواننده سکوت کرده باشد . این فالستا باید موجز و مختصر و درآماده سازی فضا برای ادامهی آواز باشد . به هر حال من همنوازی او با بسیاری از خوانندگان را شنیده ام . او فقط هنگامی از « سایه » بیرون می امد که خواننده تازه کار یا درمانده از اجرا باشد اما آنگاه که در کنار خوانندهی توانائی قرار می گرفت با اطمینان به کار خود می پرداخت و به طور کامل با خواننده همراه می شد و تلاش می کرد تا عمق آواز را هرچه بیشتر کند.
flamenconews.ir
اختصاصي
ارسال مطالب ، پيشنهاد و انتقاد flamenconews@gmail.com تماس آن لاين flamenconews_id@yahoo.com
منبع : |
كليد قلعه جادويي
فلامنكو
پدرو سیه را
Iran Flamenco Artist
مصاحبه با حسن نجف نقد و بررسی
کنسرت
پالو هاي فلامنكو 1 Flamenco roots
ريشه هاي فلامنكو 1
Flamenco Info
هنر فلامنكو
|
All right reserved. copyright 2006 Flamenconews.ir استفاده از مطالب سايت فقط با ذكر نام و آدرس سايت مجاز مي باشد